ادامه مطلب
(بر روی ادامه مطلب کلیک کنید)
ادامه مطلب
(بر روی ادامه مطلب کلیک کنید)
ادامه مطلب
(بر روی ادامه مطلب کلیک کنید)
ادامه مطلب
Thu, May 22nd 2008
سلام برادر هم خون ، هم وطن
و هزاران سلام بر آن خون پاكي كه خاك آذربايجان در رگهاي تو جاري كرده است
برادر عزيزم بر آن شدم كه مختصری درد دلهايم را بر كاغذ بياورم وساده وار طي يك نامه به شما عزيز وطنم اعلام دارم:
برادرم بيا كمي روشن بينانه تر به خاك مقدسمان بنگريم ، اگر توجه كرده باشي و اكثر فعالان آذربايجان را بخواهي هويت شناسي كني متوجه آن مي شوي كه همه شان هم آئين و هم خون شما هستند والا.. بالا..ما دين مان اسلام مذهب مان شيعه مي باشد ما هم به خدا و ائمه و حسين (ع) و قران معتقديم ، ما هم قريب به اتفاق نماز مي خوانيم ، ولي معني پان تورك .....!..!
(بر روی ادامه مطلب کلیک کنید)
ادامه مطلب
گونی آذربایجان تی وی نی ایزله یین
کارخانه تراکتورسازی تبریز به
سایپای تهران وخراسان رضوی فروخته شد
طبق خبر های موثق دریافتی،کارخانه تراکتورسازی تبریز حدود ۲ هفته گذشته به شرکت سایپا وخراسان رضوی فروخته شد.
مردم آذربایجان ومخصوصا تبریز باید عکس العملی محکم تر از اعتراضات اول خرداد ۸۵ نشان دهد
مرگ بر شئونیست های سگ
روزنامه اطلاعات عرب را صحراگرد و تورک را
وحشی نامید
24 اردیبهشت: اؤیرنجی نیوز: روز پنجشنبه مورخ ۱۹/۲/۸۷ روزنامه اطلاعات در ویژه نامه خود که به بهانه روز جمعه منتشر کرده بود با درج مقاله ای با عنوان وطن پرستی و کشورداری در شاهنامه بعد از تعریف فراوان از فردوسی شروع به ابراز توهین به اقوام مهم ایران پرداخت. در این مقاله نویسنده که خود را با نام داوود نادمی معرفی کرده است گویا بقدری از نوشته بدون معنی و پوچ و نژاد پرستانه خود مسرور شده بود که این گونه می نویسد:
“او آرزومند بازگشت آزادی و عظمت فرمانروائی ایران بود و چون نیاکانش آرزو داشت که شاهی از نژاد پاک ایرانی و از نسل شهریاران ایران بر وطن او حکمران گردند تا دست تسلط عرب صحراگرد و ترکان وحشی مهاجم از ایران کوتاه و بریده شود.”
نویسنده در این متن چشم خود را بسته و دهان خود را باز کرده است و بدون توجه به اینکه در یک روزنامه در سطح کشور این مطلب چاپ خواهد شد اقدام به سخنرانی و سخنوری در مدح نژاد آریائی نموده است. لازم به ذکر است درحالی این مقاله منتشر شده است که در سراسر آذربایجان ایران خفقان و سرکوب حکمران است زیرا در آستانه دومین سالگرد توهین به ملت ترک در روزنامه منحوس ایران قرار داریم.
http://www.ettelaat.com/new/index.asp?fname=2008\05\05-08\11-12-56.htm&storytitle=وطنپرستی%20و%20کشورداری%20در%20شاهنامه
در آستانه ی سالگرد قیام کبیر ضد آپارتاید ملت آذربایجان توهینها و هتاکی های شوونیسم فارس و مزدورانش بیشتر از پیش می گردد .
ماهنامه ی فردوسی در شماره ی خود زبان به دشنام علنی گشوده و ملت آذربایجان را مشتی تورک گرسنه و پا برهنه خوانده که با عهدنامه ی گلستان و ترکمنچای، تکه پاره و گسیخته گشته اند !


تخریب ارک تبریز این بار برای همیشه از تاریخ آذربایجان
چندی پیش مراسم کلنگ¬زنی به اصطلاح یکی از بزرگترین پروژه¬های شهرداری به نام پارکینگ طبقاتی زیرزمینی مصلی توسط شهردار تبریز انجام شد. پارکینگی زیرزمینی به طول 420 متر و عرض 18 متر با ظرفیت 600 دستگاه خودرو که مساحت آن 16 هزار متر مربع است. تا اینجای خبر مسرت بخش است؛ پارکینگی خواهیم داشت به سبک اروپایی، آن هم در شهر تبریز. اما، مکان این پارکینگ ما را به شک فرو برد: خیابان مصلی بخش جنوبی عرصه تاریخی ارک تبریز واقع در مرکز شهر تبریز. جایی که تاریخ به خواب رفته. جایی که زیر خاکش هویت تاریخی یک ملت بی¬صدا و مظلومانه آرام گرفته است.
آیا اذربایجانی ها به خصوص تبریزی ها
در مقابل ویرانسازی میراث فرهنگی حال
و آینده شهر خود سکوت خواهد کرد ؟؟؟؟؟

جالب اینجاست که شهردار تبریز ساعتی پیش از مراسم کلنگ¬زنی این پارکینگ در مراسم افتتاح باغ پارک شمس تبریزی در چایکنار حضور پیدا کرده و ضمن سخنرانی مطالب جالبی ایراد فرمود. نوین ادعا کرد که اسناد و مدارکی در اختیار دارد که ثابت می¬کند مقبره شمس تبریزی در شهر تبریز واقع شده است و اجازه نخواهند داد که شهرها یا کشورهای دیگر شمس تبریزی را صاحب شوند. شهردار گفت: ما مقبره این عارف را احیاء خواهیم کرد و در آینده¬ای نزدیک فرآخوان مسابقه¬ای را منتشر خواهد شد با عنوان «طراحی نماد مقبره شمس تبریزی»!
شهردار تبریز در واقع در این مراسم با عنوان کردن این مطلب اذهان عمومی را به سمت موضوعی کشاند که وجود سند و مدرک برای اثبات آن در هاله¬ای از ابهام قرار دارد و کنجکاوی انسان از علت طرح آن برانگیخته می¬شود.
وجود مقبره شمس تبریزی در این شهر مسئله¬ای است که با تحقیق مورخان و بررسی اسناد و مدارک به راحتی حل می¬شود. اما اینکه چرا شهردار ساعاتی پیش از کلنگ¬زنی پارکینگ این مسئله را در جمع مردم و خبرنگاران عنوان ساخت و اینکه چرا مسئله اینقدر بزرگ جلوه داده شد جای شک و تردید را باز می¬کند. چرا در حالی که روی مسائل بزرگ و مهمی همچون تخریب گورستان عصر آهن مسجد کبود و خطر نابودی ارگ تبریز سرپوش گذاشته می¬شود، و در حالی که مقبره بیش از چهارصد شاعر و عارف در مقبرة الشعرا به فراموشی سپرده می¬شود اثبات وجود قبر یک عارف نامی -- که چندی پیش شاهد بزرگداشت او در مقبره منسوب به او در شهرستان خوی بودیم -- تا این اندازه برای مسئولین شهر اهمیت پیدا کرده است. آیا این چیزی جز منحرف ساختن اذهان عمومی است؟!
و حالا، ساعت 9 شب پنج¬شنبه 12 اردیبهشت خبری نگران¬کننده از طریق SMS می¬رسد: خاک برداری محوطه تاریخی و باستانی ارک تبریز از ساعت 9 شب پنج¬شنبه تا صبح روز جمعه در حال انجام است و در تخریبات و حفاری¬های اولیه گویا اسکلت¬های انسانی و دیوارهای تاریخی مربوط به اعصار پیش از دل خاک بیرون آمده است!
ارک مظلوم تبریز که از زلزله¬های مخرب تاریخ جان به در برده بود و حتی قدرت ویران کننده تی.ان.تی. هم محو نشد نقشه¬های دیگری برای نابودی¬اش کشیدند. ساخت مصلی در محوطه آن کافی نبود و انگار ارک باید از ریشه تخریب می¬شد و پارکینگ زیرزمینی بهترین گزینه برای نابودی ارک تبریز و نابودی هویت تاریخی ملت ساکن در تبریز برای همیشه است.
در حالی به بهانه ساخت پارکینگ زیرزمینی شاهد تخریب محوطه و عرصه تاریخی ارگ هستیم که در فاصله¬ای نه چندان دور از آن ترمینال قدیمی تبریز به صورت خرابه¬ای رها شده¬ است و اگر شهرداری تبریز در ساخت پارکینگ حسن نیت داشت می¬توانست از زمین این ترمینال استفاده کند. مسئله دیگری که در این جریان خودنمایی می¬کند سکوت مرموزانه سازمان میراث فرهنگی و گردشگری تبریز است. سازمانی که ید طولانی در صدور مجوزهای لازم در تخریب محوطه¬های باستانی شهر تبریز دارد.
و سخن نهایی این است که:
آیا تبریزیان باز با سکوت خود آخرین بله¬ها را به سردمداران زور و تزویر در ویران¬سازی میراث فرهنگی¬ امروزیان و آیندگان و تجاوز به عنف شهر خود خواهند داد.
Tue, May 13th 2008
سرزمين آذربايجان در طول تاريخ هزاران ساله و پر فراز و نشيب خود با نامهای مختلفی در تاريخ ثبت شده است. و اين اسامی معمولا از اسامی اقوامی گرفته شده بود که در آن سرزمين زيسته و دولتهای مقتدری را در آنجا بوجود آورده بودند. اسامی که با استناد به اسناد تاريخی ميشود به آن اشاره کرد،از جمله عبارتند از: سرزمين قوتتی ها، هوری ها، سايبيرها، آذها، ماننا، ماد، آلبان ، آذربايگان وآذربايجان. اسم امروزی آذربايجان معرب آذربايگان ميباشد که تخمينأ از اواخر قرن سوم قبل از ميلاد تا زمان اشغال آنجا توسط اعراب بدان نام خوانده ميشد.
آذربايگان يک کلمه کاملا تورکی بوده و در اصل متشکل ازاجزای : "آذ+ار+بای+گان يا قان معرب شده يعنی جان" ميباشد.
ـ "آذ يا آس" نام قومی از توركهاي قديم ساکن در آذربايجان بوده که در نوشته های قديم "اورخون ـ يئنی سئی" نامبرده شده است . بارتولد تاريخدان معروف روسی وابستگی آذها را با قبايل تورکوش که در منابع آشوری بارها به آنها اشاره شده است را محتمل ميداند.
ـ "ار" دارای منشاء تورکی بوده و به معنی جوانمرد،فرد و انسان ميباشد. اين واژه به صورت پسوند به واژه های ديگر چسبيده و نام قبايل را بوجود ميآورد(آوارـخزار يا خزرـ قاجار يا قجر و...) آزر يا آذر به معنی قوم و قبيله ای که بعدها با تغييرهای مختصری به "هازرـخازرـخزر"تبديل ده است.
- "بای" يا" به ی" يا "بيکـ ـ بيگ" به معنی غنی ، حاکم، رئيس و... از طرفی "بايماق" در ترکی قديم بع معنی تکامل و پيشرفت ميباشد.
بر روی ادامه مطلب کلیک کنید*********************************************
ادامه مطلب


